<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[ترنم بهار]]></title>
		<link>http://taranome-bahar.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;به هوای سر کویش پر و بالی بزنم]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[تولد پیامبر (ص)]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1387/01/06/post-59/</link>
					<description><![CDATA[<P align=right><FONT color=#0099ff>سلام</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>امروز صفا با دل و جان همراه است</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>هنگام طلوع آفتاب و ماه است</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>هم جشن ولادت امام صادق</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>هم عید محمد بن عبدالله است</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff><IMG style="WIDTH: 457px; HEIGHT: 308px" height=331 alt="" hspace=0 src="http://www.monadi.com/picgallery/mabas/mabas)16.jpg" width=317 align=baseline border=0></FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0099ff><STRONG>تولد پیامبر اکرم&nbsp;محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق(ع) مبارک باد</STRONG></FONT></P>
<P align=center><STRONG><FONT color=#0099ff></FONT></STRONG>&nbsp;</P>
<P align=center><STRONG><FONT color=#0099ff></FONT></STRONG>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0099ff>پی نوشت:</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>اینو&nbsp;بازم&nbsp;از طرف مامانی آپ کردم..</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>الان خودش مشهد هست..</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>خوش به حالش..</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>گفت که بیام و به همتون تبریک بگم این عید فرخنده رو..</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>شرمنده که نمیتونم بیام پیش تک تکتون چون حسابی کار دارم</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0099ff>پی نوشت ۲: (۳ روز بعد)</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>مامان الانم شیراز</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>خیلی داره خوش میگذرونه....</FONT></P>
<P>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0099ff>پی نوشت ۳: (۴ روز بعد)</FONT></P>
<P><FONT color=#0099ff>الانم رفته&nbsp;شهر خودمون برا سیزده بدر... ماشالله دست کمی از مارکوپولو نداره....</FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Tue, 25 Mar 2008 08:50:02 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=59</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1387/01/06/post-59/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نوروز ۸۷ مبارک باد]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/12/29/post-58/</link>
					<description><![CDATA[<P align=center><IMG style="WIDTH: 303px; HEIGHT: 203px" height=203 alt="" hspace=0 src="http://i29.tinypic.com/25iyzuu.jpg" width=259 align=baseline border=0></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>سلام</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>از طرف ترنم عزیز از همه شما دوستان خوبم که لطف کردید و تشریف آوردید و تبریک گفتید تشکر میکنم و مراتب قدردانی&nbsp;ایشون رو بدین وسیله اعلام میدارم</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0099ff>سال جدید رو تبریک عرض میکنم </FONT><FONT color=#0099ff>و براتون از خداوند متعال سعادت و سلامتی رو خواهانم</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0099ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=right><FONT color=#0099ff>پی نوشت: دلیل اینکه ترنم خودش نیومد رو تو <A href="http://mehr-64.blogskky.com">وبم</A> توضیح دادم..</FONT></P>
<P align=center>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 16:51:31 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=58</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/12/29/post-58/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[مادرم تولدت مبارک]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/12/26/post-56/</link>
					<description><![CDATA[<P><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0066ff>چهل سال پیش در چنین روزی خداوند به خانواده ای که دارای ۳ فرزند پسر بود٬ دختری عطا کرد که با آمدنش دریایی از نعمت&nbsp;رو برای اون خانواده به ارمغان آورد و با آمدنش باعث دلگرمی و خوشحالی خانواده شد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>اون دختر عزیز دردونه ی پدر شد..و حسابی با شیطنت ها و جذابیتهای خاص متولدین اسفند ماه خودش را برای پدر و مادر و دیگر برادرانش لوس میکرد..و حسابی تو دلشون جا باز کرده بود..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>روزها گذشت..ماهها گذشت...و سالها گذشت..اون دختر بزرگ و بزرگتر میشد..وقتی که دخترک ۹ ساله شد..خداوند به او خواهری عطا کرد که بتوانند همیشه یار و یاور یکدیگر باشند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او همیشه هوای همه ی اعضای خانواده رو داشت.. و با همشون با احترام خاصی رفتار میکرد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>دخترک به مدرسه میرفت و حسابی با دوستانش اخت شده بود و با اونها به شیطنت می پرداخت..&nbsp; </FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>در این میان پسرکی بود خوش بر و رو و خوش اندام و خیلی سخت کوش..پسرکی که با یکدندگی و سرسختی&nbsp;تمام به هر آنچه که&nbsp;میخواست&nbsp;میرسید</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او از روستاهای اطراف تهران برای کار به تهران آمده بود..و اکثر وقتها به لحاظ هم سن و سال بودن با پسر های خاله به خانه ی خاله اش میامد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>در همین آمد و شد ها پسرک عاشق دخترک قصه ی ما شد..از این پس پسرک نه بخاطر پسران خاله خانوم٬ بلکه بخاطر دختر خاله ی ناز و دوست داشتنی اش به خانه ی خاله رفت و&nbsp; آمد میکرد...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او پسر فهمیده ای بود و بی گدار به آب نمیزد..وقتی که پسرک ۱۹ ساله شد تصمیم گرفت تا جریان رو با خاله جونش در میان بگذارد.. روزی به خاله خانوم گفت: خاله جان من عاشق شده ام..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>خاله خانوم که تا به اون روز همچین حرفهایی از او نشنیده بود با تعجب گفت: مبارک است پسرم..حالا بگو ببینم عاشق که شده ای؟</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک با همان حجب و حیای همیشگی گفت: دختری است زیبا رو و خانوم خیلی نجیب و دوست داشتنی و خانواده دار که در همین نزدیکیها زندگی میکنند...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>خاله خانوم که حسابی مشتاق بود تا بداند که خواهر زاده اش عاشق چه کسی شده است گفت: این کدوم دختر است که حسابی دل از تو ربوده و اینقدر عاشقش شده ای؟</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک از تیزهوشی اش استفاده کرد و بلافاصله آدرس منزل دخترک را به خاله جان گفت..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>خاله خانوم که حسابی گیج شده بود گفت: این که آدرس خونه ی ماست؟؟!!</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک گفت: درست است خاله جون... من.. من.. من&nbsp;عاشق دخترت شدم..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>خاله خانوم که دیگر سر از پا نمیشناخت گفت: صبر کن باید با پدرش صحبت کنم.</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک که قند در دلش آب میشد قبول کرد و از پیش خاله رفت..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>.</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>.</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>زمانی که خاله خانوم جریان رو با شوهرش در میان گذاشت پدر دخترک چون اون جوان را میشناخت و میدانست که اهل زندگی و خانواده است درخواستش را&nbsp;قبول کرد و گفت: اول باید با دخترمان در میان بگذاریم و ببینیم که آیا او نیز موافق است؟؟</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>دخترک که در&nbsp;آن زمان ۱۴ سال بیش نداشت٬&nbsp;خودش از قبل٬ از&nbsp;جریان بو برده بود (و صد البته موافق بود)٬ کمی ناز کرد و گفت: من میخواهم&nbsp;درسم را ادامه&nbsp;بدهم و قصد ازدواج ندارم..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>روزها گذشت و مادر دخترک با او صحبت میکرد تا او را قانع کند..او میدانست که آن دو میتوانند در کنار هم خوشبخت باشند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک هم کماکان به خانه ی خاله میامد و میرفت تا جواب مثبت دختر خاله را بشنود...و با خانواده اش در میان بگذارد تا برای خواستگاری به تهران بیایند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>زمان موعود فرا رسید٬ دخترک راضی شده بود تا خانواده ی خاله برای خواستگاری به خانه ی آنها بیایند...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>وقتی که آنها آمدند و صحبتهایی بین دو خانواده رد و بدل شد٬ دخترک کمی نگران شد..چون او فکر میکرد که نکنه او که تا آنروز پدرش برایش رختخواب می انداخت نتواند زندگی را بچرخاند و از پس سختی های راه بر بیاید..از این رو از آنها خواست تا به او فرصتی بدهند تا دوباره به تصمیمش فکر کند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>زمان سپری میشد و دخترک هنوز مردد بود که چه کاری به صلاح اوست..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>بعد از گذشت ماهها دخترک راضی به این ازدواج شد..و دوباره خانواده ی خاله برای خواستگاری و صحبتهای اولیه به خانه ی آنها آمدند</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>تمام این دوران در زمانی بود که پسرک برای دفاع از ناموس و وطنش به جبهه های جنگ حق علیه باطل میرفت..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او که اصلا راضی به برگزاری میهمانی های خیلی مجلل و تشریفاتی نبود از آنها خواست تا مراسم را هرچه ساده تر برگزار کنند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>و بالاخره این دو عاشق جوان در اول بهمن ماه سال ۱۳۶۱ زندگی مشترکشان را آغاز کردند...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>پسرک که حالا برای خود مردی شده بود و مسولیت جدیدی را بر عهده داشت همچنان به جبهه میرفت و برای نجات وطن از جان و دلش مایه میگذاشت..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>آنها بعد از گذشت تقریبا ۲ سال دارای فرزند دختری شدند که اسم او را&nbsp;</FONT><A href="http://beautiful-angels.blogsky.com/"><FONT color=#00cc66>شاعرانه</FONT></A><FONT color=#0066ff>!! نهادند..(که الان برای خودش خانومی شده و تشکیل خانواده داده است)</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>بعد از گذشت ۱ سال و&nbsp;۴ ماه&nbsp;دیگر خداوند به آنها فرزند دختر دیگری عطا کرد تا دخترشان تنها نباشد و همبازی گلی همچون</FONT><FONT color=#ff6600> </FONT><A href="http://www.mehr-64.blogsky.com"><FONT color=#ff6600>من</FONT></A><FONT color=#0066ff> رو داشته باشد</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>آنها زندگی گرم و خوبی را داشتند..دخترک قصه ی ما که دیگر مادر ۲ تا دختر ناز نازی بود با پشتکار و حمایت همه جانبه اش توانسته بود به همسرش کمک کند تا ایشان در دانشگاه به درس خواندن ادامه بدهد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>۴ سال بعد آنها دارای فرزند دیگری شدند که نامش را سجاد نهادند..سجاد پسری شیطون شکمو و خیلی دوست داشتنی بود..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>حالا جمع خانواده دیگر جمع شده بود و با لطف خداوند متعال جنگ نیز اتمام پیدا کرده بود..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>مرد نیز با پشتکار و همت خود و پشتیبانی همسر خود توانسته بود زندگی خوبی را برای بچه هایش فراهم کند و سالهای دوری و سختی را جبران کند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>بچه ها&nbsp;دیگر&nbsp;بزرگ شده بودند&nbsp;و به مدرسه میرفتند...زمانی که سجاد به مدرسه رفت..دخترک قصه ی ما نیز شروع به ادامه تحصیل کرد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او که درس را در همان سنین نوجوانی&nbsp;رها کرده بود حالا باید از کلاس سوم راهنمایی شروع به تحصیل میکرد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>او با همه ی سختی ها و مشکلات زندگی و با داشتن ۳ فرزند و سالها دور بودن از درس و مدرسه و داشتن رفت و آمد های زیاد با فامیل و آشنایان توانست درسش را به خوبی ادامه دهد و دیپلمش را بگیرد..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>در همین اوضاع و احوال بود که خداوند دختر دیگری را به جمع خانواده ی گرمشان هدیه داد..بله نگار خانوم..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>نگار خانوم الان عزیزترین و دوستداشتنی ترین عضو خانواده ی آنها شده است..دخترکی که با شیطنت ها و شیرین کاریهایش حسابی جای خالی دیگر بچه ها را برای پدر و مادرش پر میکند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>دخترک قصه ی ما با به ثمر رسوندن نگار خانوم و فرستادن ایشون به مهد توانستند بار دیگر به ادامه ی تحصیل پرداخته و در کنکور شرکت کرده و قبول شوند..و الان دروس ترم دوم&nbsp;</FONT><FONT color=#0066ff>سال اول دانشگاه را پشت سر میگذارند...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>دختر بزرگ این خانواده ی گرم و صمیمی وقتی ازدواج کرد که ۱۸ سال بیش نداشت..دخترک الانه بعد از گذشت تقریبا ۶ سال دارد مزه ی مادر بودن را میچشد و خداوند پسری ناز و دوست داشتنی به او داده است تا&nbsp;در دامن این دختر پاک و معصوم رشد کند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>امروزه اعضای این خانواده خیلی خوشحال و گرم و صمیمی و متحد هستند و خداوند را برای داشتن نعمتهای خوبش شکر میکنند...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>نعمتهایی از قبیل پدر و مادر خوب٬ فرزندان صالح٬ فامیلهای خوب٬ و دوستان و آشنایانی که هریک برای خود دریایی از محبت و مهر هستند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>دخترک قصه ی ما امروز در کنار خانواده اش و به دور از ۲ فرزند دلبرش تولد چهل سالگی اش را جشن میگیرد تا بهار جدیدی از زندگی اش را تجربه کند..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff>برای او و همه ی اعضای خانواده اش سلامتی و سعادت را از خداوند منان خواهانم.</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0066ff>مادر عزیزم امیدوارم که همیشه سایه ات بر سرمان مستدام باشد و همیشه از وجود پر برکتت و پشتیبانی و حمایت و مهربانی بی دریغت بهره مند باشیم..</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=left><FONT color=#0066ff>دست بوس و کوچکت </FONT></P>
<P align=left><A href="http://www.mehr-64.blogsky.com"><FONT color=#ff6600>دوست پاییزی</FONT></A></P>
<P><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 16 Mar 2008 14:36:33 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=56</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/12/26/post-56/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سلام بر حسین بن علی]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/10/26/post-55/</link>
					<description><![CDATA[<P align=center><FONT color=#00ccff size=3><IMG height=214 alt="" hspace=0 src="http://farm3.static.flickr.com/2083/2064577407_0051693faa.jpg?v=0" width=364 align=baseline border=0></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#00ccff size=3>قیامت بی حسین غوغا ندارد** شفاعت بی حسین معنا ندارد </FONT></P>
<P align=center><FONT color=#00ccff size=3>حسینی باش که در محشر نگویند **چرا پرونده ات امضا ندارد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#00ccff size=3></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#00ccff size=3><IMG style="WIDTH: 358px; HEIGHT: 239px" height=288 alt="" hspace=0 src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bHLJro1HTewAPxOjzbkF/SIG=12hdmvemt/EXP=1200554057/**http%3A//www.ya-hussain.com/int_col1/pictures/karbala/roza1.jpg" width=390 align=baseline border=0></FONT></P>
<P align=right><FONT color=#00ccff size=3>با عرض معذرت از دوستانی که در این مدت بهم سر میزدند و من نتوانستم جواب محبت هایشان رو بدهم.. خواستم این ایام رو بهتون تسلیت&nbsp;بگم و ازتون بخوام که&nbsp;تو این روزا&nbsp;من رو هم از دعای خیرتون محروم نفرمایید..</FONT></P>
<P align=right><FONT color=#00ccff size=3>امتحاناتم نزدیکه نمیتونم بهتون سر بزنم..</FONT></P>
<P align=right><FONT color=#00ccff size=3></FONT>&nbsp;</P>
<P align=right><FONT color=#00ccff size=3>التماس دعا</FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 16 Jan 2008 10:46:07 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=55</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/10/26/post-55/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[تولد امام رضا (ع)]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/08/30/post-54/</link>
					<description><![CDATA[<P align=center><FONT color=#0066ff size=3></FONT><IMG style="WIDTH: 330px; HEIGHT: 206px" height=254 alt="" hspace=0 src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bI_er41HFewAESujzbkF/SIG=12a9fqvr6/EXP=1200554334/**http%3A//www.bfnews.ir/images/docs/n00011025-r-b-014.jpg" width=338 align=baseline border=0>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3></FONT></P>
<P align=center>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>بر درد عشق نسخه و درمان اثر نکرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>مرهــــم برای زخــم غــم تــو ثـــمر نکرد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>تنــها حـریم پــاک تو داریم از آن زمان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</FONT><FONT color=#0066ff size=3>دلــــبر برفـت و دلـشـدگان را خــبر نکرد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>شاهنشه غریب امـــیر رئــوف طوس&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</FONT><FONT color=#0066ff size=3>دل نیست آنکه داغ تــو اش بر شرر نکرد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>در بـاز کــن از راه دور &nbsp;رســــــیده ام&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>این خسته بی دلیل در این ره خطر نکرد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>امشب سحر دوباره به کوی تـو آمدم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>مـــــخمورم و به شوق شفای تـــو آمدم</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>بر حال من به جان جوادت نظری کن&nbsp;&nbsp;&nbsp; ف</FONT><FONT color=#0066ff size=3>کری به حال این حال بی سرپناه من کن</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>بر زائران پاک تــــو من غبطه میخورم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>آقـا ترحـــمی بر مــن پــر زگـــــناه کـــن</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>گر این زیارتـــم شده دیــدار آخــــرین&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>در روز محــــشر یاد مــن رو ســــیاه کن</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>مولا به جان ما تو بگو با امام عصر<FONT size=1>(عج)</FONT>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یـ</FONT><FONT color=#0066ff size=3>وســـف بیا بـخاطر مــن تــرک چـاه کن</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>تا روز حشر نوکری ات افتخار ماست&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT color=#0066ff size=3>اینجا بهشت روی زمین جنه الرضــاست</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3></FONT></P>
<P align=center>&nbsp;<IMG style="WIDTH: 340px; HEIGHT: 229px" height=661 alt="" hspace=0 src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bHPasI1H_Y8AABmjzbkF/SIG=12h7o8vqh/EXP=1200554586/**http%3A//fery4u69.persiangig.com/other/Ya%2520emam%2520reza.jpg" width=414 align=baseline border=0></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>در مذهب ما کلام حق ناد علـی است</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>طاعت که قبول حق بود یاد علی است</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>از جمـله ی آفـــــــرینـش کون و مـکـان</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff size=3>مقصود خدا عـــلی و اولاد عـــلی است</FONT></P>
<P align=center><IMG style="WIDTH: 336px; HEIGHT: 208px" height=223 alt="" hspace=0 src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bDvgr41HHa4ALmqjzbkF/SIG=1286jb4r8/EXP=1200554336/**http%3A//www.imamreza.net/images/gallery/01/01/015.jpg" width=334 align=baseline border=0></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff><STRONG>من میروم با چشمان اشکبارم** اما دلم را در حرم جا میگذارم</STRONG></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center><FONT color=#0066ff>میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت٬ علی بن موسی الرضا (ع) بر شما</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff>دوستداران و شیفتگان آن حضرت مبارک باد</FONT></P>
<P align=center><FONT color=#0066ff></FONT>&nbsp;</P>
<P align=center>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 21 Nov 2007 17:26:18 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=54</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/08/30/post-54/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[جمعه ای دیگر]]></title>
					<link>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/08/11/post-45/</link>
					<description><![CDATA[<P><STRONG>&nbsp;</STRONG></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>بـی تـــو اینجا همه در حــــبس ابـــــــد تبعیدند</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>سالها هجری و شمسی همه بی خورشـیدند</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>سیر تقویم جـلالی به جـــمال تو خــوش است</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>فصـــل ها را همه با فاصـــــله ات ســنجــــیدند</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>تو بیایــی...</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه ی ساعتها</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه ی ثانیه ها</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از همین روز</FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;همین لحظه </FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همین دم</FONT></P>
<P><FONT size=3><STRONG><FONT color=#0066ff>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;</FONT><FONT color=#ff0000>&nbsp;&nbsp;<FONT size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;عیدند</FONT></FONT></STRONG></FONT></P>
<P align=center><STRONG><IMG style="WIDTH: 344px; HEIGHT: 221px" height=370 alt="" hspace=0 src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bF4Fso1HgKEAsDmjzbkF/SIG=11uhilab4/EXP=1200554885/**http%3A//mazhabi.persiangig.com/image/99.jpg" width=344 align=baseline border=0></STRONG></P>
<P><FONT color=#0066ff><STRONG>پی نوشتها:</STRONG></FONT></P>
<P><FONT color=#0066ff><STRONG>۱.&nbsp;من </STRONG></FONT><A href="http://mehr-64.blogsky.com"><FONT color=#ff6600><STRONG>دوست پاییزی</STRONG></FONT></A><FONT color=#0066ff><STRONG> هستم امروز مامانی این شعر رو اس ام اس زد برام منم اومدم اینجا نوشتم حالا خودش بیاد تعجب میکنه<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/25.gif"><IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/17.gif"></STRONG></FONT></P>
<P><FONT color=#ff0000><STRONG><FONT color=#0066ff>۲.تقصیر خود تنبلشه که نمیاد زود زود آپ کنه..من مجبور به این کار شدم بلکه سر و کله اش پیدا بشه..منم که خیالم راحته دستش بهم نمیرسه٬ هرچی میخوام دارم مینویسم</FONT> <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/20.gif"></STRONG></FONT></P>
<P><FONT color=#ff0000><STRONG><FONT color=#0066ff>۳.تازه این عکس رو هم از تو چرکنویسش پیدا کردم</FONT> <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/30.gif"></STRONG></FONT></P>
<P><FONT color=#ff0000><STRONG><FONT color=#0066ff>۴.راستی دوستانی که نظر گذاشتن و مامانی هنوز بهشون سر نزده ناراحت نباشن..یا به زودی سر میزنه یا باز من مجبورم جور نظراشون رو هم بکشم</FONT> <IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/19.gif"></STRONG></FONT></P>
<P><STRONG>&nbsp;</STRONG></P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 2 Nov 2007 18:32:42 GMT</pubDate>
					<comments>http://taranome-bahar.blogsky.com/Comments.bs?PostID=45</comments>
          <guid>http://taranome-bahar.blogsky.com/1386/08/11/post-45/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
